و مثل همیشه با سکوت همیشگی دوست دارم همیشه سکوت کنم
و بیشتر اشعارم را در گوشها زمزمه کنم اما یاران به هیچ چیزم راضی نیستند
و مرا از خلوت و سکوتم بیرون میکشند اسم آخرین پستم گذاشتم تقدیم به ساقر
دلدار غوغایی به پاشد که فقط خودم توش بی خبر موندم یکی اومدو دلداریم داد
یکی با نظرش هوشیارم کرد یکی دیگه حرف مرگشو وسط کشید
اون یکی به ریشم خندید و بهترینشان برایم ناراحت شد و به حالم
دلسوزی کرد اما می خوام برای اطلاع این شقایق خانم بگم
این تینایی که تو وبم نظر داده رو نه میشناسم نه میدونم کیه و
نه تو رو خوب میشناسم واسه همین نظر جفتتونو حذف میکنم
تا دیگه فکر نکنی که من باز دنبال رابطه با تو و امساله شماهام
تو اصلا لیاقتت چیزه دیگه ای پس دیگه نیا تو وبلاگم پارس نکن
لطفا چون سکوتمو بهم میریضه که اگه یک باره دیگه پارستو بشنوم
آبروتو همین جا میبرم میدونی که چی میگم ؟
(( محسن افشانی )) شمارتم دارم و پس آروم سره
جات هاپ هاپ کن واسه ساقر متاسفم که
با تو دوست بوده ... پس کله تخمیه هیفه کییییییییییییییییر
دیگه پارستو نشنوم و اما امسال تینا تویه کس کش پدر واسه
من نظر میدی تو وبلاگم یا شماره به وسیله ی وبلاگم ردوبدل میکنی ؟
لطف میکنی دیگه سر نزنی ...
در پایان شرمنده همه دوستان گلم که خیلی بد دهنی
کردم اما با جمع حیونات بایستی مثل خودشون رفتار کرد ...
............................................................................................................
اینم یه شعر برای آپ جدید تقدیم به همه دوستای گلم .
اي خلوت حضور در سرسراي دل
اي داغ مانده بر صفحه صفحه هاي دل اي راز بي كسي شب هاي سينه چاك اي معني ناله هاي خاك اي زجر بي صدا داغت كشت ما را ... رنگ باران نگاهت پر از سكوت جاده ي رفتنت سنگفرش ملكوت از رنج پركشيدنت بغض بي كسي مبهوت اي بغض ساده اي ز ناكجا داغت كشت ما را ... مي روي و اين سفر پر از غم است بعد تو حرف هاي دل چه مبهم است بعد تو طاقت شب چقدر كم است بعد تو آسمان ، مادر باران ماتم است بعد تو ناله هاي چاه چه درهم است اي غربت بي انتها داغت كشت ما را ... اشك تويي ناله هاي مانده در مشك تويي راز تويي اين غربت جانگداز تويي اين چشم هاي در نماز تويي اي روح تو نماز و دعا داغت كشت ما را ... اي داغ تا ابد اي لحظه لحظه هاي خدا اي تا هميشه زهرا داغت كشت ما را داغت كشت ما را ...


