تبليغاتX
بی صداتر از سکوت - وقتی رفتی ...

رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات

میخوام یه بار ببینمت سر بزارم رو شونه هات

دوست داشتم با گلهای سرخ می اومدم به دیدنت

نه اینکه با رخت سیاه چشمای سرخ ببینمت

گل و پرپر میکنم سر خاکت   تا ابد بارونیه چشمای یارت

رفتی افسوس گل من تو در دل خاک

از تو یادگاریه چشمای نمناک

پاییز غریب و بیرحم اون همه برگ مگه کم بود

گل منو چرا چیدی گل من دنیای من بود

گلمو ازم گرفتی تکو تنها زیر بارون

حالا که نیستی کنارم میزارم سر به بیابون

 

 

+ دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 (... به قلم ... ) پرهام ناودان های خیس فراموش می کنند خاطرات باران را ... |