تمام هستی ام را برگی کن!
بر درختی بیاویز!
خودت باد شو!
بر من بوز!
به زمینم بیانداز!
خدا که شدی و از من گذر کردی ...
خیالم راحت می شود
جای پای تو، مرا
و همه هستی مرا
تقدیس می کند
+
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 (... به قلم ... ) پرهام
ناودان های خیس فراموش می کنند خاطرات باران را ...
|


